باز دلتنگ توام میل بیابان دارم

باز دلتنگ توام میل بیابان دارم
امشب اندازۀ صحرای تو باران دارم

کوه آتش به دلم هیچ، کسی می‌داند
که من از داغ تو در سینه چه پنهان دارم؟!

آه، بیدار کن از خواب گران دریا را
که من آشفته‌ام امشب سر طوفان دارم

رفته‌ای می‌رسد از راه، غمت دور و دراز
بی تو با این دل بی‌حوصله مهمان دارم

تو گل و سبزه‌ای و بوی بهاران داری
من خسته همۀ سال زمستان دارم

سر من را به خدا شانۀتان مختصر است
دلی از خاطرۀ دوست پریشان دارم...
دیدگاه ها (۳)

تو پاییز منی ؛بخواهی میبارانی آسمانم را, بخواهی تکه ابری می...

زن که عاشق می شود شعر از لبانش می خزدبا همان لبها که گاهی یا...

آسمان حال تو و حال دلم یک جور است !! تو چرا تیره شدی؟ نکند...

خدایا ؛ سرآغاز صبحم را با یاد و نام تو می گشایم و پ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

(سایه های خونی) part ۸/***الیویا: لحظه ای نوری چشام های آسمو...

سناریو:شروع عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط