عاشق سرگشته ی بی بند و ایمان توام

عاشق سرگشته ی بی بند و ایمان توام

در پی کوی تو و در بند دامان تو ام

از کمان ابرویت صد تیر بر این دل زدی

همچو خون در چشمه ی لبریز مژگان توام

مهر تو چون مهر تابان روز ها تابد به من

شب ز سرما همچو چشم خیس لرزان تو ام

عاشق چشمان مستت گر شدم عیبم مکن

چون که در آن آینه در بند دستان تو ام

من در آن آیینه خود را در تو لرزان دیده ام

ناگهان دیدم که در زندان چشمان توام

دل ببردی و برفتی تا که در غم گم شوم

در غمت گمگشته ی پیدای پنهان تو ام

من همان خارم که بر دامان گل دامن زدم

دامنت نازک و من سرسخت دربان توام

از فدای گل شدن ترسی ندارم تا ابد

عاشق مردن درون خاک گلدان تو ام

هر سخن گویم که تا بار دگر خامت کنم

خود شدم خام تو و در بند زندان تو ام

بوسه ی آرام تو آرامش از جانم گرفت

شیر غران نبردم رام میدان تو ام

چون که آتش زد نگاهت بر دل بیچاره ام

همچو شمعی آتشین بی سر و سامان تو ام

گرچه هامون جان سپارد در ره سوزان عشق

تا ابد در آتش این عشق سوزان توام
دیدگاه ها (۱۵)

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

#کپشن

ازدواج پر حاشیه من☆پارت ۷☆{اسلاید دو انگشترا}ویو ا/ت:صبح ساع...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

فصل دومپارت ششم | شهربازی زیر نور ماهیک هفته بعد...لیانا روی...

پارت پنج

خب بریمیه حیاط بزرگ سرسبز جوری درخت ها و گل و گیاه هاش تازه ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط