عاشقی جانم گرفت و،،

عاشقی جانم گرفت و،،
جان و جانانم تویی
زین سبب شکی ندارم،،
دین و ایمانم تویی

وصی پور
دیدگاه ها (۱)

مرا ببخشاگر "دوستت دارم" وکاری از دستم بر نمی آید..😔

از همچو تو دلداری...دل برنکَنَم آری ...#وصی پور

بعد عمری تا سحرشب در فراقت سوختنشوق دیدارتز چشممبرده امشب خو...

بال فرشتگان سحر را شکسته اند، خورشید را گرفته به زنجیر بسته ...

حلالم کن

هر زنی برایِ زیباتر شدن؛باید یک مردِ عاشق، داشته باشد...زن‌ه...

تو در جان منی...دردت به جانم، مهربانمشدی با شعرهایت هم زبانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط