می خواستمت

می خواستمت
داشتنت اما..
نه ارث پدریم بود
نه ثروت باد آورده ام!
چاره ای نبود،
دست به دامان دعای مادرم شدم!♥
دیدگاه ها (۱)

یعنی ممکنه منم فراموشی بگیرم؟یعنی ممکنه هیچ چیزی تو رو یادِ ...

مَن به هر حال که باشم به تو می اندیشم.تو بِدان این را تنها ت...

یک لحظه چشم دوخت به فنجانِ خالی ام...♥ آرام وسرد گفت:که در ...

داشت نون خورده های سفره رو جمع می‌کرد که ببره بریزدشون پای د...

مادرم در ستایش دنیای پرمهرت، ترانه ای از اخلاص خواهم سرود و ...

من که در مذهب عشقخود را بر باد کردم عاقلی می گفت که من سر قر...

و ما زیستیم، در دورانی که زندگی کردنشجاعانه‌ترین کاری بود که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط