هر قدمی که دورتر میشوی

هر قدمی که دورتر میشوی
انگاردنیا هم تنگتر میشود !
تا آنجا که
تنها نقطه هائی باقی میمانند...
که آنها هم میشوند سهم نوشته هایم...
میشوند "سه نقطه"
میشوند سکوت
میشوند بغض
میشوند جائی که درست...
دلتنگی از آنجا آغاز میشود...
دیدگاه ها (۲)

ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﻏﺮﻕ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﮕﺬﺭﺩ..

زندگی هیچوقت به اندازه ی تنم نشدحتی وقتی که برای خودم بریدم ...

بیهـــــودِه نَـقّـــاش بــــــودِه ام ایـن هَمِـــــﮧ ســـ...

انگـــار آخرین سهم ما از هم همین سکوتـــــــــ اجباریست .....

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و یکــم سـی...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۳ | سایه‌ی خیانترینا هنوز به پیام روی گوشی ...

پارت ششم: سایه‌ای در خیابانوقتی از کافه بیرون آمدند، باران ش...

فاصله یک لبخند تا جنون

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁹به سمت‌شان رفتیم.جی...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۷ | آخرین نشانیباران شدیدتر شده بود.رینا کن...

پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط