لحظه ها می گذرد.

لحظه ها می گذرد.
آنچه بگذشت ، نمی آید باز.
قصه ای هست که هرگز دیگر
نتواند شد آغاز.
مثل این است که یک پرسش بی پاسخ
بر لب سرد زمان ماسیده است.

"سهراب سپهری
دیدگاه ها (۲)

من زِ فکر توبه خود نیز نمی‌پردازم! #سعدی

عشــ♥ ️ــق آمد و شولاے سبزش را به روے دلـــم ڪشیـــد،،،دلم ب...

کسانی هستند...که ناخودآگاه از خودمان می رنجانیم ؛مثل ساعت ها...

همین که میخندیدوباره دلم ضعف میرود،دوباره واژه ها صف میکشند،...

سعدی میگه،.. بر لب جوی بنشین و گذران عمر ببین، شاه اوغلان(حس...

✍وقتی دیپلماسی کشور سرِ حرفش نمی‌ماند، نتیجه‌اش همین می‌شود ...

‌ 🌱🤍گاهی زیباترین نعمت‌های زندگی، همان‌هایی هستند که بی‌توجه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط