تک پارتی
تک پارتی
وقتی میبینه اکست بهت پیام داده
تهیونگ بزرگ ترین رئس مافیا تو کره جنوبی هست و رقیبش که اکست میشه یعنی یونجون و قبلاً بخاطر اینکه از یونجون انتقام بگیری با تهیونگ رفتی تو ر.ا.ب.ط.ه و کم کم عاشق هم شدین ، شما دعوت شده بودین به مهمونی که تمام مافیا های کره جنوبی اونجا بودن و یونجون هم شاملش میشد(یونجون هم مافیاست) تو و تهیونگ وارد سالن مهمونی میشید که همه ی نگاه های رو شما دونفر میفته اما نگاه های یونجون فقط روی تو بود و تو و تهیونگ روی میزی میشینید و درحال نگاه کردن به مهمان ها بودی که چشمت میفته به یونجون و سریع سرتو میچرخونی سمت تهیونگ و به تهیونگ نگاه میکنی و میبینی خدارو شکر متوجه نگاه تو به یونجون نشده که یک دفعه تهیونگ سرشو چرخوند سمت تو اما با نگاه های شخصی که به تو نگاه میکنه کمی عصبانی میشه به اون شخص نگاه میکنه که میبینه یونجون و عصبانیتش دو برابر میشه که تو هم متوجه عصبانیتش میشی و دستتو میزاری روی دستش
ات: میخوای از اینجا بریم
تهیونگ:آره بریم
بعد از ۲ ساعت به خونه رسیدیدو تو رفتی دستشویی و تهیونگ هم داشت کرواتش رو درمیاورد که با صدای پیامک از درآوردن کرواتش دست کشید گوشیت رو برداشت و روشن کرد با دیدن اسم یونجون خونش به جوش اومد گوشیتو باز کرد تا پیام ها رو بخونه
یونجون:
میدونم هنوز دوسم داری پس اون عوضی رو ول کن و بیا پیش من نمیدونی چقدر دلم برای بوی تنت تنگ شده
با این حرف یونجون تهیونگ خون جلو چشماش رو گرفت و شروع کرد و شروع کرد به پیام دادن چندتا فوش نوشت به آخرین پیام هم نوشت حتی فکر نکن پیام بدی ح.ر.و.م.ز.ا.د.ه و این پیام رو فرستاد و سیمکارت رو از گوشیت درآورد و خورد کرد و تو هم از دستشویی اومدی بیرون
تهیونگ :سیمکارتت رو خورد کردم فردا یه سیمکارت جدید برات میگیرم
و تهیونگ به زیر دستاش دستور داد تا سر حد مرگ یونجون رو بزنن
وقتی میبینه اکست بهت پیام داده
تهیونگ بزرگ ترین رئس مافیا تو کره جنوبی هست و رقیبش که اکست میشه یعنی یونجون و قبلاً بخاطر اینکه از یونجون انتقام بگیری با تهیونگ رفتی تو ر.ا.ب.ط.ه و کم کم عاشق هم شدین ، شما دعوت شده بودین به مهمونی که تمام مافیا های کره جنوبی اونجا بودن و یونجون هم شاملش میشد(یونجون هم مافیاست) تو و تهیونگ وارد سالن مهمونی میشید که همه ی نگاه های رو شما دونفر میفته اما نگاه های یونجون فقط روی تو بود و تو و تهیونگ روی میزی میشینید و درحال نگاه کردن به مهمان ها بودی که چشمت میفته به یونجون و سریع سرتو میچرخونی سمت تهیونگ و به تهیونگ نگاه میکنی و میبینی خدارو شکر متوجه نگاه تو به یونجون نشده که یک دفعه تهیونگ سرشو چرخوند سمت تو اما با نگاه های شخصی که به تو نگاه میکنه کمی عصبانی میشه به اون شخص نگاه میکنه که میبینه یونجون و عصبانیتش دو برابر میشه که تو هم متوجه عصبانیتش میشی و دستتو میزاری روی دستش
ات: میخوای از اینجا بریم
تهیونگ:آره بریم
بعد از ۲ ساعت به خونه رسیدیدو تو رفتی دستشویی و تهیونگ هم داشت کرواتش رو درمیاورد که با صدای پیامک از درآوردن کرواتش دست کشید گوشیت رو برداشت و روشن کرد با دیدن اسم یونجون خونش به جوش اومد گوشیتو باز کرد تا پیام ها رو بخونه
یونجون:
میدونم هنوز دوسم داری پس اون عوضی رو ول کن و بیا پیش من نمیدونی چقدر دلم برای بوی تنت تنگ شده
با این حرف یونجون تهیونگ خون جلو چشماش رو گرفت و شروع کرد و شروع کرد به پیام دادن چندتا فوش نوشت به آخرین پیام هم نوشت حتی فکر نکن پیام بدی ح.ر.و.م.ز.ا.د.ه و این پیام رو فرستاد و سیمکارت رو از گوشیت درآورد و خورد کرد و تو هم از دستشویی اومدی بیرون
تهیونگ :سیمکارتت رو خورد کردم فردا یه سیمکارت جدید برات میگیرم
و تهیونگ به زیر دستاش دستور داد تا سر حد مرگ یونجون رو بزنن
- ۱۰۰
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط