به حرمت نگاه تو ... زدم کنار پرده را

به حرمت نگاه تو ... زدم کنار پرده را
به عشق روی ماه تو... زدم کنار پرده را
دوباره در سکوت شب ، به پیشوازم آمدی
و در شب سیاه تو ... زدم کنار پرده را
تو روی دوش خسته ات ، گناه عشق می کشی
به عشق این گناه تو ... زدم کنار پرده را
نگاه عاشقانه ات ، شکسته بغض شعر را
کجاست دلبخواه تو ... زدم کنار پرده را
سر نماز بودم و ، دوباره بی خیال غم
که با صدای آه تو ... زدم کنار پرده را
و باز پشت پنجره ، غزال عاشقت شدم
که غرق اشتباه تو ... زدم کنار پرده را
تو لا به لای صد غزل ، گریستی و من پی
سکوت گاه گاه تو ... زدم کنار پرده را.
دیدگاه ها (۱)

از آدمهای حسودمتنفر نباشید،دلیل حسادت آنها این است که فکر می...

بدون زنمردانگی مردشایعه ای بیش نیست ...! #نزار_قبانی

بلاخرهانتقام نبودنت را گرفتمغذاب آور بودبلندی موهاییکه دست ه...

از پشت تریبون دلم عشق چنین گفتمحبوب تو زیباست، قشنگ است، ملی...

دوباره سرد... دوباره سرد...

مردی در ساحل...[پارت پنجم]روز بعد...از صبح، آسمان ابری بود.ن...

شب تولدم پارت44فصل دوم پارت 15ویو کوک: رفتم داخل اتاق و رفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط