پشتِ هیچستان، چترِ خواهش باز است

پشتِ هیچستان، چترِ خواهش باز است
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،
زنگ باران به صدا می‌آید.
آدم این‌جا تنهاست
و در این تنهایی،
سایه نارونی تا ابدیت جاری است.

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۲)

سهراب سپهری

#روزگارتون‌لبریز‌‌دلخوشی🌸🤍این‌که آدم یک جهان تنهاست #بعضی_وق...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 4 | بارانعصر همان روز، آسمان سئول ناگهان ابری ...

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

چند پارتی بازی ممنوع

سایه‌های کلاغپارت چهل‌ویکم | نامه‌ای که هیچ‌وقت فرستاده نشدس...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

قایقی خواهم ساخت ..

پارت نوزدهم | زیر باراناز آن روز، جنگکوک دیگر مثل قبل نبود.د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط