انگشت ب لب مانده ام از قاعدهٔ عشق

انگشت ب لب مانده ام از قاعدهٔ عشق
ما یار ندیده تب معشوق چشیدیم
دیدگاه ها (۱)

دوست داشتنتبهانه‌ای بود برایِ «زندگی کردن»و اکنون زندگی کردن...

اگر ڪسے را یافتیڪه در “لبخندت،”” غمت را “دیددر”سڪوتت، ““حرفه...

میخواهمت دیوانه ! میفهمی ؟!باید در آغوشت رها باشم …میخواهمت ...

هوایم را داشته باش …وقتی تـــــ♥ـــو هوایم را داری هوا هم خو...

انگشت به لب مانده ام از قائده عشق؛ما یار ندیده تب معشوق کشید...

عشق آن بغض عجیبی‌ست که از دوری یار 🌸نیمه‌شب بین گلو مانده و ...

💔‌️‌ ️‌سلام امام زمانم ای عشق ندیده ی من، ای یار سلامای ماه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط