𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆
𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆
Part 32
عصر همون روز
جین طبق قولی که داده بود جلوی خونه اِما رسید
اِما وقتی از خونه بیرون اومد جین از ماشین پیاده شد
جین:آماده ای
اِما:آره
جین در ماشین رو براش باز کرد و بعد خودش پشت فرمون نشست
چند دقیقه بعد جلوی یه کافه آروم توقف کردن
داخل کافه کنار پنجره نشستن و سفارش دادن
اِما:فکر نمیکردم واقعا بیاید
جین:چرا نباید میومدم
اِما:نمیدونم فکر کردم شاید سرتون شلوغ باشه
جین:برای یه قهوه وقت دارم
اِما لبخند زد
وقتی سفارش هاشون رسید چند دقیقه درباره موضوعات معمولی حرف زدن
برای اولین بار صحبت هاشون فقط درباره پرونده و اتفاقات گذشته نبود
جین متوجه شد اِما وقتی احساس راحتی میکنه بیشتر حرف میزنه
جین:قبل از این اتفاق به چی علاقه داشتی
اِما کمی فکر کرد
اِما:عکاسی رو دوست داشتم و بعضی وقت ها از جاهایی که میرفتم عکس میگرفتم
جین:هنوزم دوست داری
اِما:آره ولی مدتیه دوربینم رو دست نگرفتم
جین:شاید یه روز دوباره شروع کردی
اِما:شاید
چند لحظه سکوت شد
اِما:آقای کیم میتونم یه سوال بپرسم
جین:بپرس
اِما:شما چرا اینقدر بهم کمک کردید
جین کمی فکر کرد
جین:چون وظیفه من بود که حقیقت رو پیدا کنم ولی اینکه بخوام بعد از تموم شدن پرونده هم از حالت باخبر باشم انتخاب خودمه
اِما با تعجب نگاهش کرد
اِما:یعنی بعد از پرونده هم میخواید منو ببینید
جین:اگه خودت بخوای چرا که نه
اِما لبخند آرومی زد
اِما:من میخوام
جین چیزی نگفت اما لبخند کوچیکی روی صورتش نشست
وقتی از کافه بیرون اومدن جین اِما رو تا خونه رسوند
قبل از اینکه اِما پیاده بشه رو به جین کرد
اِما:امروز بهم خوش گذشت
جین:به منم همینطور
اِما:میشه دوباره همدیگه رو ببینیم
جین:هر وقت خواستی
اِما از ماشین پیاده شد و به سمت خونه رفت
جین تا وقتی وارد خونه شد صبر کرد و بعد حرکت کرد
اما درست همون موقع گوشی اش زنگ خورد
همکارش بود
همکار:رییس کیم حکم دادگاه صادر شده
جین:نتیجه چی شد
همکار:مینجه مجرم شناخته شده
جین چند لحظه سکوت کرد
بالاخره بعد از تمام اون روزها پرونده به نتیجه رسیده بود
و اولین نفری که باید این خبر رو میشنید اِما بود
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 32
عصر همون روز
جین طبق قولی که داده بود جلوی خونه اِما رسید
اِما وقتی از خونه بیرون اومد جین از ماشین پیاده شد
جین:آماده ای
اِما:آره
جین در ماشین رو براش باز کرد و بعد خودش پشت فرمون نشست
چند دقیقه بعد جلوی یه کافه آروم توقف کردن
داخل کافه کنار پنجره نشستن و سفارش دادن
اِما:فکر نمیکردم واقعا بیاید
جین:چرا نباید میومدم
اِما:نمیدونم فکر کردم شاید سرتون شلوغ باشه
جین:برای یه قهوه وقت دارم
اِما لبخند زد
وقتی سفارش هاشون رسید چند دقیقه درباره موضوعات معمولی حرف زدن
برای اولین بار صحبت هاشون فقط درباره پرونده و اتفاقات گذشته نبود
جین متوجه شد اِما وقتی احساس راحتی میکنه بیشتر حرف میزنه
جین:قبل از این اتفاق به چی علاقه داشتی
اِما کمی فکر کرد
اِما:عکاسی رو دوست داشتم و بعضی وقت ها از جاهایی که میرفتم عکس میگرفتم
جین:هنوزم دوست داری
اِما:آره ولی مدتیه دوربینم رو دست نگرفتم
جین:شاید یه روز دوباره شروع کردی
اِما:شاید
چند لحظه سکوت شد
اِما:آقای کیم میتونم یه سوال بپرسم
جین:بپرس
اِما:شما چرا اینقدر بهم کمک کردید
جین کمی فکر کرد
جین:چون وظیفه من بود که حقیقت رو پیدا کنم ولی اینکه بخوام بعد از تموم شدن پرونده هم از حالت باخبر باشم انتخاب خودمه
اِما با تعجب نگاهش کرد
اِما:یعنی بعد از پرونده هم میخواید منو ببینید
جین:اگه خودت بخوای چرا که نه
اِما لبخند آرومی زد
اِما:من میخوام
جین چیزی نگفت اما لبخند کوچیکی روی صورتش نشست
وقتی از کافه بیرون اومدن جین اِما رو تا خونه رسوند
قبل از اینکه اِما پیاده بشه رو به جین کرد
اِما:امروز بهم خوش گذشت
جین:به منم همینطور
اِما:میشه دوباره همدیگه رو ببینیم
جین:هر وقت خواستی
اِما از ماشین پیاده شد و به سمت خونه رفت
جین تا وقتی وارد خونه شد صبر کرد و بعد حرکت کرد
اما درست همون موقع گوشی اش زنگ خورد
همکارش بود
همکار:رییس کیم حکم دادگاه صادر شده
جین:نتیجه چی شد
همکار:مینجه مجرم شناخته شده
جین چند لحظه سکوت کرد
بالاخره بعد از تمام اون روزها پرونده به نتیجه رسیده بود
و اولین نفری که باید این خبر رو میشنید اِما بود
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۸۵۶
- ۱۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط