فکر یک خنده ی بی دلهره در سر دارد

فکر یک خنده ی بی دلهره در سر دارد
این غزل های پر از گریه اگر بگذارد!
.
خسته ام خسته از این حادثه هایی که هنوز...
دارد از هرطرفی بر سرمان می بارد!
.
ترسم این است که این غصه خدایم بشود
کاش دست از سر ایمان ِ دلم بردارد
.
شهر، تاریک _ تبر ، تیز و در بتکده باز
دیگر این قصه فقط دست تورا کم دارد...
.
بیت های غزلم هم به شمارش افتاد
پس کسی نیست نفس های مرا بشمارد؟!
.
دست تقدیر نبوده ست پریشانی ما
عشق هرجا برسد بذر جنون می کارد...
دیدگاه ها (۱)

یک شمع میتواند بدون اینک خاموش شود هزاران شمع دیگر را روشن ک...

می نویسم قصه های آن شب پردرد را بغضهایی در دلم جامانده از یک...

حتی اگر سیگار را هم ترک کرده باشی .......می نشینی و از روزگا...

هر بار خواست چای بریزد نمانده ای رفتی و باز هم به سکوتش نشان...

عشق در دنده آخرپارت : ۴۸هارد روی زمین فلزی انبار سر خورد و م...

میان آن فضای متشنج و سنگین ناگهان انگار زمان ایستاد. آوا که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط