وقتی قلبم از پشت نمناک ترین پنجره به تو نگاه کرد،

وقتی قلبم از پشت نمناک ترین پنجره به تو نگاه کرد،

باورش نمی شدباتو یکی میشود.

انگارگوشه ی خواب های نداشته اش جا ماند.

روی بی وزنی ثانیه ها،با کوله باری از حسرت،

پر از داشتن توشد

و به اسمان قول داد قدم هایت را ستاره باران کند.

انقدر غرق امدن های تو شد که اکنون،رفتنت را باور نمی کند.

اننقدر کنار خنده هایت جشن گرفت که دلتنگی این روز هایی که نیستی را یاد نگرفت

و ان قدر عاشق تو شد که به تمام شدن ثانیه ها فکر نکرد.

کاش سال و ماه با تو بودن را را گوشه دیوار مینوشت تا برای با تو بودن

به دنبال کلید در های بسته ی رو به رویش نمیگشت.

باور کن او قدم هایش را با پلک های ماه هماهنگ کرده تا مبادا

به ستاره ها چشم بدوزی و مشتری لبخند هایت را بین تاریکی شبها تنها رها کنی
دیدگاه ها (۹)

عاشقانه های شبنم

ایشون ارت بنده میباشدمشخصات:👇🏻اسم: الیشیافامیلی: تِنِبریسنوع...

فیک جدید

{۵ دقیقه بعد}ات نفس عمیقی کشید.چراغ‌قوه‌ی گوشیش فقط چند متر ...

معامله p7جونگ‌کوک چند ثانیه به تهیونگ نگاه کرد.بعد لبخند کوچ...

پارت یازدهم | حقیقتسه روز...سه روز بود که ویلیام و تهیونگ حت...

بیوگرافی آمیتسوآمیتسو میزاکیاطلاعات اصلینام: آمیتسونام خانوا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p80محکم...اما نه اون‌قدر که درد بگیره.نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط