گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد
گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد
هرچه کردم هرچه آه انگار آرامم نکرد "*
ناله ها کردم هزاران بار و گفتم صد غزل
این همه تکرار در تکرار آرامم نکرد
رفته ام در غار تنهایی، به دور از مرد و زن
غربت و تنهایی این غار آرامم نکرد
سر نهادم بر سر دار ملامت، در رهت
گشته ام سردار عشقت، دار آرامم نکرد
من به تار موی تو خو کرده ام، تاری بزن
بی تو بانگ و های و هوی تار آرامم نکرد
هر که من را بی تو دیده یاورم و یارم شده
باورش سخت است، بی تو، یار آرامم نکرد
شانه هایت نیست، همراهی برای گریه نیست
گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد
هرچه کردم هرچه آه انگار آرامم نکرد "*
ناله ها کردم هزاران بار و گفتم صد غزل
این همه تکرار در تکرار آرامم نکرد
رفته ام در غار تنهایی، به دور از مرد و زن
غربت و تنهایی این غار آرامم نکرد
سر نهادم بر سر دار ملامت، در رهت
گشته ام سردار عشقت، دار آرامم نکرد
من به تار موی تو خو کرده ام، تاری بزن
بی تو بانگ و های و هوی تار آرامم نکرد
هر که من را بی تو دیده یاورم و یارم شده
باورش سخت است، بی تو، یار آرامم نکرد
شانه هایت نیست، همراهی برای گریه نیست
گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد
- ۲.۰k
- ۱۶ اسفند ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط