بعضـی ها را هــرچه قدر بـخوانی ... خسته نمیشوی !

بعضـی ها را هــرچه قدر بـخوانی ... خسته نمیشوی !



بعضـی ها را هرچه قدر گــوش دهی ... عـادتــــ نمیشوند !



بعضـی ها هرچه تکـــرار شوند ... باز بکرند و دستــ نـخورده !


دیده ای ؟!


... ... شنیده ای ؟!


بعضـــی ها بی نهایتـــ ــ ـند !


مـــــثل تــــــــو
دیدگاه ها (۷)

پارت ۳۱ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

مهمونی پارت ۵۷

پارت پنجاهم | «من دیگه نمیام!»پارک لاراساعت از یک و نیم شب گ...

پارت ۳#پشت غرورتقشنگای من با لایک کامنت هاتون رمان رو قشنگتر...

🌸حرف بزن...اما طوری حرف بزن که بدانی خدایت راضی است و به تو ...

پارت هشتم: پیمان در تاریکیصبح هنوز کامل طلوع نکرده بود.مه غل...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌ویکم 𓆪 🖤🥀دختر لبخندش را از دست داد.ـ «یون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط