عمیقا غرق در اندیشههای خویش
عمیقا غرق در اندیشههای خویش
در جنگل گام برمیداشتم
به جستجوی هیچچیز نبودم
و همین هدف اصلیام بود.
در سایه،
گل کوچکی را دیدم
که همچون ستارگان میدرخشید،
زیبا همچون دیدگانی مهربان!
خواستم بچینمش که ناگهان
با نهایت ظرافت ندا در داد:
اگر ساقهام چیده شود
آیا لازم است پژمرده گردم؟
همه وجودش را از زیر خاک بیرون کشیدم
حتی ریشههای کوچکش را
و به باغم
در خانۀ زیبایم آوردمش.
و دیگربار،
در زمین کاشتمش
در گوشهای آرام
اینک تا ابد
ساق و برگی گسترده خواهد داشت
و به شکوفایی خود ادامه خواهد داد .ً.
در جنگل گام برمیداشتم
به جستجوی هیچچیز نبودم
و همین هدف اصلیام بود.
در سایه،
گل کوچکی را دیدم
که همچون ستارگان میدرخشید،
زیبا همچون دیدگانی مهربان!
خواستم بچینمش که ناگهان
با نهایت ظرافت ندا در داد:
اگر ساقهام چیده شود
آیا لازم است پژمرده گردم؟
همه وجودش را از زیر خاک بیرون کشیدم
حتی ریشههای کوچکش را
و به باغم
در خانۀ زیبایم آوردمش.
و دیگربار،
در زمین کاشتمش
در گوشهای آرام
اینک تا ابد
ساق و برگی گسترده خواهد داشت
و به شکوفایی خود ادامه خواهد داد .ً.
- ۳۹۰
- ۳۰ مهر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط