چندشاتی شوگا

چندشاتی شوگا

part 1

موضوع:دعوایی باشه و تو حامله ای
یه جوری میزنتت که میخوری به نرده پله و درد شدیدی شکمت میگیره خودت میری دکتر
و دکتر میگه بچه سقط شده

صدای رعد و برق میومد..
قطره های بارون به زمین برخورد میکردن و صدای لذت بخشی ایجاد میکردن...

از عمارت‌مین.. سر و صدا بیرون میومد

همینطور فریادش کل ساختمون رو گرفت

-هرزه

+هق.. شوگا میخواستم برات جشن بگیرم خبر خوب بدم

-دهنتو ببند چند بار بگم بدم‌میاد؟

+هق.. خیلی هق بدی..

-دهنتو ببند هرزه

همه ی خدمتکار ها و نگهبان ها جمع شده بودن
تا دختر خواست حرف بزنه پسر دختر رو محکم هل داد و دختر از روی پله ها پایین افتاد و شکمش خورد به نرده ها...

درد وجودشو فرا گرفت ...

شروع کرد به جیغ کشید و گریه کردن...

پسر که متوجه کارش شده بود.. دستاش به لرزش افتاد...

سریع به سمت دختر رفت

-ات.. ببخشید.. زنگ بزنید اورژانس

×ارباب خوبید؟

-عوضی مگه‌نمیگم‌زنگ بزن اورژانس

دختر خدمتکار. ترسید و به اورژانس زنگ زد..
سریع اومدن و بردنش..

پسر با ترس کل راهرو رو طی میکرد تا خبری از جانب دکتر بیاد...

یهو دکتر از اتاق عمل بیرون اومد

×آقای مین؟

-ب...بله

× متاسفانه بچتون سقط شده
دیدگاه ها (۵)

چندشاتی شوگاpart2 پسر تعجب کرد...-ب..بچه؟×نمیدونستید؟-نه..×خ...

چندشاتی شوگاpart 3+ازت متنفرم..-ات... اینو‌نگو خواهش میکنم+خ...

چندشاتی جینpart ۳پسر بلند شد ک لباسای بیرونشو پوشید.. از خون...

چندشاتی جینpart ۲+کوفت بابا تمیز کنپسر اخمی کرد و با لجبازی ...

#Strawberrywhiskey #IU PART:21جونگ قهقه ای زد و گفتجونگ: اون...

I like this mistake.

#عشق‌یاهوس پارت ۷تهیونگ منو بلند کرد و داخل کالاسکه برد و سی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط