بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد هشتاد هشت🍷🔪


با اخم سر تا پامو نگاه میکرد

رسیدم بهش که سریع دستمو گرفت و فشار داد
+که تعقیبم میکنی هوم؟ نمیگی میفهمم پدرت و در میارم...

نچی کردم
از درد دستم اخم میخواست بلند بشه ولی به زور خودمو کنترل کردم

لب زدم
–نکن دستم درد می‌کنه
فشار دستشو آروم تر کرد و منو کشید جلو

کوبیده شدم به قفسه سینه اش
+اینجا چه غلطی میکنی نگفتی؟

صدای موتور اومد و بعد اون مرد نزدیکم شد
_خانم پول من چیشد

به کوروش که چشماش پر از خشم بود و هر لحظه ممکن بود به اون راننده بپره نگاه کردم
لب زدم
+کوروش جان میزنی براش؟

با صدای خش داری که دلم ضعف می‌رفت براش گفت
_شماره کارت

شماره کارت و گفتم بهش که بدون اینکه بپرسه چند مبلغ بالایی ریخت
که موتور سوار سریع تشکر کرد و رفت
دستشو گذاشت پشتم

علم داد جلو
+برو جلو عروسک برو داخل

همزمان گوشیش و در آورد و به یکی زنگ زد
_کسی نیاد فعلا ...
دیدگاه ها (۲)

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هشتاد نه🍷🔪گوشه وایسادم تا در اونجا رو ب...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد نود🍷🔪تعجبش و دیدم _زن؟ زنی جز تو تو زند...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هشتاد هفت🍷🔪نه ای گفتم که پشت کوروش نامح...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد هشتاد شیش🍷🔪نگاهش مردد شد چشماش سو‌ سو ز...

وقتی باهم دعوا میگیرین از خونه میری ولی وقتی برمیگردی میبینی...

درمانگر عشق. پارت۶۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط