گنجشک میخندید به اینکه چرا هر روز بی هیچ پولی برایش دانه

گنجشک میخندید به اینکه چرا هر روز بی هیچ پولی برایش دانه میپاشم...
من میگریستم به اینکه حتی او هم محبت مرا از سادگی ام میپندارد
دیدگاه ها (۱)

یلدایعنی به زندگى زیبانظرکنیم وبه آنچه میگذردمنصفانه بنگریم ...

" قایقی دارم و بادبانی گشوده در گذرگاه بادهایی که گاهی قهقهه...

بی خوابی شب هایم رابه چه تعبیرکنم؟؟ که شب ارامش نگاه تو را ب...

گاهی هوس میکنم تمام کاغذ های سفید روی میز را از نام تو پر کن...

این بخش راجع به دانه ی عشق تاریک است که چی هست و چه کار کرد بیشتر توضیح است خواستی بخون نخواستی نخون

روزی روزگاری...

درود بهترینای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط