به به...

به به...

زلزله نیست نترسید اباالفضل.ع. امد

پسر حیدر کرار به میدان امد

آنچنان گرد و غباری وسط معرکه شد
همه گفتند که ای وای علی باز امد

یااباالفضل.ع.
دیدگاه ها (۴)

قصه یازدهم: محمد بن ابیبکر

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش اول)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

💠کشوری به ایران حمله کرد، شعار تسلیم بی‌قیدوشرط داد، عالی‌تر...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

یادتونه رهبر شهید گفتن سیاه کاران و تخریب گران چه

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

#یا_لثارات_الحسین #یالثارات_قائد_شهید#باید_برخاست #باید_برخا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط