یک روز می بینی کسی دور و بَرَت نیست

یک روز می بینی کسی دور و بَرَت نیست

مشتاق پروازی ولی بال و پرت نیست

 

در نامه ها، پیغام ها، سوگند خوردم

من هم شما را دوست دارم باورت نیست

 

بعد از هزاران نامه و پیغام و پسغام

آن قدر تنهایی که اصلا خاطرت نیست

 

در دشت دنبال که می گردی حماسه؟

یک زمزمه در پاسخ هَل ناصِرَت نیست

 

چشمی فرات و چشم دیگر سوی خیمه

عباس؟ نه، حتی علیِ اصغرت نیست

    *  *  *

             در این هیاهو از میان حلقه ای دود

             یک زن به شک افتاده که این پیکرت نیست

 حق دارد او نشناسَدَت، تشخیص دادن

سخت است وقتی غرق خونی و سرت نیست

             کوهی اگر باشد فرو می ریزد از درد

             این زن شبیه هیچ کس جز مادرت نیست

خورشید افتاده زمین ، صحرا شبیهِ

صحرای محشر، گرچه اینجا آخرت نیست

             در دشت پیچیده صدای ناله ای سخت

             شاید صدای باد باشد دخترت نیست

 


#محرم
دیدگاه ها (۲)

با هم صدا کردند ماتم های عالم راوقتی جدا کردند همدم های عالم...

وقت وداع دیده به رویش دچارترمن بی قرار بودم و او بی قرارتر ن...

ای از سفر رسیده که مهمان دختریاول بگو مرا کی ازاین شهر می بر...

حلالم کن دم رفتن کمی بعد از پریشونیتو آوار نگاهی که تو هم با...

ستاره‌ای در میان تاریکی پارت۱۸🌌نویسنده:دختر  بچه شش‌ساله روی...

سفیر کبیر Grand Ambassador

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹                                  ات اروم مظلوم : ماما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط