بانو...

بانو...
.
هر بار که از خانه بیرون میروی
.
گوشه چادرت را در دست بگیر
.
و آرام زیر لب بگو.
.
❣ هذَه أَمانَتُکَ یا فاطِمَةُ الزَّهرا❣
.
.
.
.
.
.
.
#این_فتنه_ها_تا_خونه_ی_وحی_و_دعا_رفت
#از_بین_اون_دیوار_و_در_تا_کربلا_رفت
دیدگاه ها (۲)

تمامِ خستگی‌هایت از آنجاست که می‌خواهی خودت همه‌چیز را درست ...

P²سه دختر هنوز جلوی خانه‌ی چه‌یون ایستاده بودند.یورا با ترس ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 146✦...................

از دشمنان تا عاشقان

داستان عاشقانه جدید

P2صبح روز بعد، طناز با صدای چند ماشین از خواب پرید.از پنجره ...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۵: وقتی پادشاه رسیدصدای چند ماشین همزمان ...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت شانزدهم 𓆪جیمین دست ات را گرفت.ـ «باید ...

یک شب معمولیباران آرامی پشت پنجره می‌بارید.جونگ‌کوک روی مبل ...

کپشننننننننننن لطفااا😌🎀عروسک من😈🔞پارت شصت و شش +باشه لبخندی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط