ویو ات

ویو ات
رفتم از پله هاپایین مه دیدم بابام روی یه مبل چرم نشسته و داره شراب میخوره که گفت

ب ات: کجا میری؟
+سالن زیبایی
ب ات: اونوقت چرا؟
+برای فردا به خودم برسم
ب ات: با راننده قبایم میری
+اوفففففف باشه

ادامه دارد✨🍒
خمارییییییییییی
اکه خوایم نبره ساعت 9 براتون بقیشو میزارم
دیدگاه ها (۲)

ذهنیتتون رو عوض کنید انقدرذهنتونو قدیمی و بد نگه ندارید

ولی چطوری تخم میکنه؟

ب ات: هوففففففف.ویو بابا اتنمیخواستم روز اول جیون رو بزنم خی...

هعی🥺

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط