تو را چون گل سرخ نمک دوست نمیدارم یاقوت، میخک پیکان کشید
تو را چون گل سرخ نمک دوست نمیدارم یاقوت، میخک پیکان کشیده ی آتش زا:همانگونه که بعضی، چیزهای تیره و تار میپسندندمن در خفا، میان سایه و روح دوستت دارم دوستت دارم چون گیاهی بی گل که در خود، و پنهانی، نور گل میافشاند
به شکرانه ی عشق تو در تاریکی بدنم چه عطرهایی از خاک که محفل نگرفت دوستت دارم بی آنکه بدانم چطور، نه کی و نه کجا دوستت دارم صاف و ساده، راحت و بی غروراین گونه دوستت دارم، عاشقی دیگر ندانم
این گونه دوستت دارم که نه باشم و نه باشی
آنقدر نزدیک که دست تو روی سینه ام، مال من
و آنقدر نزدیک که وقتی به خواب میروم پلک هایت روی هم افتند
به شکرانه ی عشق تو در تاریکی بدنم چه عطرهایی از خاک که محفل نگرفت دوستت دارم بی آنکه بدانم چطور، نه کی و نه کجا دوستت دارم صاف و ساده، راحت و بی غروراین گونه دوستت دارم، عاشقی دیگر ندانم
این گونه دوستت دارم که نه باشم و نه باشی
آنقدر نزدیک که دست تو روی سینه ام، مال من
و آنقدر نزدیک که وقتی به خواب میروم پلک هایت روی هم افتند
- ۱.۹k
- ۰۵ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط