پارت
پارت ۲۰
ویو ته بعد از اینکه اون خاطرات رو خواند رفت تا ا.ت رو پیدا کنی اما نمیدونست که.....
ویو ا.ت . بعد اون چیزایی که از تهیونگ فهمیدم تصمیم گرفتم از اینجا فرار کنم ... من هیچ کدوم از لباسامو بر نداشتم فقط گوشی و کلید خونه. و شارژ گوشیم رو برداشتم ... الان دیگه حال خونه رفتن هم ندارم. وقتی دیگه جیهو خونه نباشه ... وقتی خونه تو سکوت غرق باشه... وقتی دیگه کسی نباشه که با صدای خنده هاش خونه رو. قابل تحمل کنه ! پس چرا باید برم خونه؟
از تو فکر درآمدم. و رفتم سمت بادیگارد های هیکلی جلوی در پشتی عمارت ... تهیونگ اونجا نمیاد مطمئنم پس از بادیگارد ها خواهش کردم که بزارن من برم بیرون
ا.ت : آقایون من کاری برام پیش آمده تا ساعاتی دیگه بر میگردم
بادی : خیر اجازه ندارید
ا.ت. چرا؟ اگه مشکل تهیونگ هست که اون خودش خبر داره
بادی: پس میتونید برید ... به سلامت
ا.ت: متشکرم
ا.ت : اول که نزدیک خونه بودم قدم هامو آروم آروم بر میداشتم که شک نکنن بادیگارد ها بعد که کمی دور شدم دویدیم انقدر دوویدم. که پاهام نای وایستادن نداشتن ولی بازم وای نستادم به راهم ادامه دادم چون کیف پولی همراهم نبود نمیتونستم سوار اسنپ یا تاکسی بشم پس مجبور بودم خودم برم
یادم افتاد خونه ی یکی از دوستام ( جینو) تزدیک ترین مکان به منه
پس راهمو به اونجا کج کردم.....
دینگ دینگ
جینو در رو باز میکنه
ا.ت: سلام ( نفس نفس
جینو : چیشده .. بیا تو
ا.ت. بزار نفسم بالا بیاد
جینو . کسی. دنبالته؟
ا.ت : آره ...
۵ مین بعد ا.ت داستانو میگه
جینو : اهاااا که اینطور
ا.ت د: اره هیری ویری گیر افتادم
جینو : خونم ۳ خوابه منم ۱ اتاق اضافه دارم میتونی اونجا باشی اها راستی تسلیت میگم واسه برادرت
ا.ت. ممنونم.... هوم
ا.ت : ممکنه بهت زنگ بزنه چیزی نگی ها
جینو: نه دیوونه
ویو ۲ سال بعد ادمین گشاد
تهیونگ هر روز و شبشو با الکل و ویسکی و ودکا میگذرونه .. ته ته عاشق شده بود. و تازه فهمیده بود چه گناه بزرگی کرده که الاهه ماهشو از خودش رونده ...
ا.ت. ی داستان ما هم تونسته بود کمی برادرش رو فراموش کنه اما نه به کل ... تونسته بود بدون گریه درموردش حرف بزنه
الان تنها سوال ا.ت این بود که تهیونگ رو ببخشه؟ آخه تهیونگ گناه کوچیکی در حق ا.ت نکرده بود
بچه ها فصل ۱ تمام شدددددددد میریم واسه فصل ۲
کیلیلیلی
عاشقتونم فقط باید بیشتر حمایت بشه تا فصل دو رو بزارم
شما بگین ا.ت تهیونگ رو ببخشه یا نه
ویو ته بعد از اینکه اون خاطرات رو خواند رفت تا ا.ت رو پیدا کنی اما نمیدونست که.....
ویو ا.ت . بعد اون چیزایی که از تهیونگ فهمیدم تصمیم گرفتم از اینجا فرار کنم ... من هیچ کدوم از لباسامو بر نداشتم فقط گوشی و کلید خونه. و شارژ گوشیم رو برداشتم ... الان دیگه حال خونه رفتن هم ندارم. وقتی دیگه جیهو خونه نباشه ... وقتی خونه تو سکوت غرق باشه... وقتی دیگه کسی نباشه که با صدای خنده هاش خونه رو. قابل تحمل کنه ! پس چرا باید برم خونه؟
از تو فکر درآمدم. و رفتم سمت بادیگارد های هیکلی جلوی در پشتی عمارت ... تهیونگ اونجا نمیاد مطمئنم پس از بادیگارد ها خواهش کردم که بزارن من برم بیرون
ا.ت : آقایون من کاری برام پیش آمده تا ساعاتی دیگه بر میگردم
بادی : خیر اجازه ندارید
ا.ت. چرا؟ اگه مشکل تهیونگ هست که اون خودش خبر داره
بادی: پس میتونید برید ... به سلامت
ا.ت: متشکرم
ا.ت : اول که نزدیک خونه بودم قدم هامو آروم آروم بر میداشتم که شک نکنن بادیگارد ها بعد که کمی دور شدم دویدیم انقدر دوویدم. که پاهام نای وایستادن نداشتن ولی بازم وای نستادم به راهم ادامه دادم چون کیف پولی همراهم نبود نمیتونستم سوار اسنپ یا تاکسی بشم پس مجبور بودم خودم برم
یادم افتاد خونه ی یکی از دوستام ( جینو) تزدیک ترین مکان به منه
پس راهمو به اونجا کج کردم.....
دینگ دینگ
جینو در رو باز میکنه
ا.ت: سلام ( نفس نفس
جینو : چیشده .. بیا تو
ا.ت. بزار نفسم بالا بیاد
جینو . کسی. دنبالته؟
ا.ت : آره ...
۵ مین بعد ا.ت داستانو میگه
جینو : اهاااا که اینطور
ا.ت د: اره هیری ویری گیر افتادم
جینو : خونم ۳ خوابه منم ۱ اتاق اضافه دارم میتونی اونجا باشی اها راستی تسلیت میگم واسه برادرت
ا.ت. ممنونم.... هوم
ا.ت : ممکنه بهت زنگ بزنه چیزی نگی ها
جینو: نه دیوونه
ویو ۲ سال بعد ادمین گشاد
تهیونگ هر روز و شبشو با الکل و ویسکی و ودکا میگذرونه .. ته ته عاشق شده بود. و تازه فهمیده بود چه گناه بزرگی کرده که الاهه ماهشو از خودش رونده ...
ا.ت. ی داستان ما هم تونسته بود کمی برادرش رو فراموش کنه اما نه به کل ... تونسته بود بدون گریه درموردش حرف بزنه
الان تنها سوال ا.ت این بود که تهیونگ رو ببخشه؟ آخه تهیونگ گناه کوچیکی در حق ا.ت نکرده بود
بچه ها فصل ۱ تمام شدددددددد میریم واسه فصل ۲
کیلیلیلی
عاشقتونم فقط باید بیشتر حمایت بشه تا فصل دو رو بزارم
شما بگین ا.ت تهیونگ رو ببخشه یا نه
- ۱.۷k
- ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط