تو را چه بنامم تا دریچه را

تو را چه بنامم تا دریچه را
رو به باغی بگشاید
که صدای پرپر شدنش
به زمزمه‌های تو
در عصرهای دلتنگی می‌ماند..

نامت، رازی است
که سنگ را به نسیم
و نسیم را به توفان بدل می‌کند
و آتش در گلستانِ ابراهیم می‌افکند!

مرا زهره‌ی آن نیست
که نامت را به زبان آرم
در تو می‌نگرم و می‌میرم..

#حسین_منزوی
دیدگاه ها (۲)

مثلاً بگوییمی‌شود امروزمن موهایت را شانه کنم؟چشمانم از شوق ب...

برای خوشبخت کردنمنیازی به معجزه نیستفقط، بودنت را همیشگی کن....

مرا بپیچدر حریر بوسه‌ات.. #فروغ_فرخزاد

خستگی که همیشه به کوه کندن نیستخستگی گاهی همین حالیستکه بعد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط