دوازده شب رسیدم دم خونه کلید نداشتم به داداشم زنگ زدم

دوازده شب رسیدم دم خونه کلید نداشتم به داداشم زنگ زدم
میگم یواش درو باز کن بقیه بیدار نشن. میگه در خونه رو؟
پَ نَ پَ در یخچالو!!! سر شب گرمم بود رفتم پشت تخم مرغها!
دیدگاه ها (۳)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part25براش از نقشم توضی دادم و غر زدناشو گذاش...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

the first lie

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دهمویو تهیونگهمون روز، جیمین زن...

رقص مرگ و عشقp⁶"ویو جونگکوک"رفتم کنار‌ هی‌جا(مامان ا.ت)و کنا...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط