دوازده شب رسیدم دم خونه کلید نداشتم به داداشم زنگ زدم

دوازده شب رسیدم دم خونه کلید نداشتم به داداشم زنگ زدم
میگم یواش درو باز کن بقیه بیدار نشن. میگه در خونه رو؟
پَ نَ پَ در یخچالو!!! سر شب گرمم بود رفتم پشت تخم مرغها!
دیدگاه ها (۳)

دارن گوسفندرو قربونی میکنن... یه آفتابه آوردن که بش آب بدن.....

('. ') > ('. ') > ('. ') > <\"\ <\"\ <\"\ _/"\_ _/"\_ _/"\_ ...

سی لباسش کاکو والا!!!!!!

دوستم رفته خواستگاری دختره ازش پرسیده واسه تشکیل خانواده میخ...

#عشق زیبای منPart8کوک:این پیامو فرستادم و نشستم و کلی گریه ک...

☆راند اخر☆part 1ویوات: ات: از خواب بیدارشدم و ی دوش گرفتم ور...

پارت ۲ساعت ها رو اون نیمکت نشستم و اشک ریختم تقریبا ساعت ۳ ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط