در حال سوختنم پا به پای افکارم

در حال سوختنم پا به پای افکارم
نام تو را میآورم لا به لای اشعارم

شب شد سحر شد صبح شد آخر چرا
من همچنان از تب عشق تو بیمارم؟

جدی نمیگیری مرا من چه کنم؟
بی تو تمام لحظه ها را سخت بیدارم

هر چه گذشت ثانیه،روز و هفته ها
من بیشتر عشق تو را به دل دارم

تو راحتی بی من و من هم همچنان
نام تو را میآورم لا به لای اشعارم
دیدگاه ها (۳)

آسمان را مرخص میکنم,دیگر به هوا هم نیازی ندارم ,تـــــــ❤️ــ...

زیر باران شده ام خیس بگو صبر کنم یا بروم؟سایهء چتر سرم نیست ...

نذر کردم تا بیایی هر چه دارم مال توچشم های خسته وپر انتظارم ...

مست از لب تو ، شب ره میخانه گرفتمصد ها غزل از این د...

قسمت چهارم: **میان دو آتش – قلبِ پروژه**صحنه آغاز درِ فلزی ...

عشق جاودانه پارت اخرπππππππππππππππππππππππππππππππ---در حال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط