گویی پدر ژپتوی نجار

گویی پدر ژپتوی نجار
از سرما
پینوکیوی عزیزش را 
در اجاق میسوزاند 
اینگونه که تو مرا ...
دیدگاه ها (۱)

شده تا نیمه ی شب در بزنی ، وا نکنند ؟!یا دری را شده با سر بز...

فرسنگ ها دور تر از اینجا ،کسی بدنبال من می گردد . . .این شعر...

جاری مانده ایم ...هردو...اگرچه سد راه ،سلامهای خودمانیست...م...

خیلی میخواستَمِت ..طوری که ،یادته گُفتی : بُرو ، بمونی اذیّت...

"تو چه در پیمانه کردی که مرا دیوانه دیوانه کردی..."مرضیه جان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط