رفتن ات بغضی ست...

رفتن ات بغضی ست...

در گلوی شعر ...!!!

که با اشک هیچ شاعری باز نمی شود...!!!
دیدگاه ها (۱)

شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد #حامد_عسکری #شعرخوانی#...

غَرَض نقشی ست کز ما باز ماندکه هستی را نمی بینم بقایی.....

وقت رفتن کاش در چشمم نمی غلتید اشک آخرین تصویر او در چشم های...

عاشقانه های شبنم

صبح روز بعد، ات از خواب بیدار شد و مدت زیادی به سقف خیره مون...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟒ات با صدای بوق یکنواخت دستگا...

پارت:۱ویو ات:صبح با جیغای‌ِ مامانم بلند شدم چی شده؟سریع  رفت...

هر آن‌چه در قلب می‌گذرد را نمی‌توان گفت؛برای همین خدا آه، اش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط