.......

.......

حق من بود که باشی و نگاهم بکنی
که به هر ثانیه با عشق دعایم بکنی

حق من بود که از نم نم باران بهشت
خوشه ای عشق بچینی و صدایم بکنی

حق من بود بمانی و در اندوه غروب
سپرم باشی و با عشق تو رامم بکنی

حق من بود که در منزل تو جای شوم
نه که در خلوت کوچه تو سلامم بکنی

حق من بود که آغوش تو جایم بشود
نه که در معرکه ی عشق وداعم بکنی

حق من بود چو آهو تو اسیرم باشی
نه که با وسوسه ای طعمه ی دامم بکنی

حق من بود بهار دل من باشی تو
نه که در فصل خزان بر سر دارم بکنی

حق من بود تو باشی همه ی دلخوشیم
تو نماندی که مرا مست و خرابم بکنی.....
دیدگاه ها (۳)

......بهانه کن مرا شبی، برای بی قراریتبرای شعر گفتنت، ترانه ...

......نگیر فاصله از من ، بیا کنارم باشاسیر فصل خزانم ، بیا ب...

.........من پس انداز دلم را به تو دادم که تو هم بیمه ی عمر د...

.....من چقدر ناز کنم ، ناز کنم ... تا بخری؟عشوه و دلبری آغاز...

حق من بود که باشی و نگاهم بکنیکه به هر ثانیه با عشق دعایم بک...

حق من بود که باشی و نگاهم بکنیکه به هر ثانیه با عشق دعایم بک...

عاشقانه

حق من بود که باشى و نگاهم بکنىکه به هر ثانيه با عشق دعايم بک...

حق من بود که باشی و نگاهم بکنیکه به هر ثانیه با عشق دعایم بک...

حق من بود که باشی و نگاهم بکنیکه به هر ثانیه با عشق دعایم بک...

حق من بود که باشی و نگاهم بکنیکه به هر ثانیه با عشق دعایم بک...

حق من بود که باشی و نگاهم بکنیکه به هر ثانیه با عشق دعایم بک...

حق من بود که باشی و نگاهم بکنیکه به هر ثانیه با عشق دعایم بک...

حق من بود که باشی و نگاهم بکنیکه به هر ثانیه با عشق دعایم بک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط