تنهایی … دیوار … قهوه های سر رفته از حوصله ام

تنهایی … دیوار … قهوه های سر رفته از حوصله ام
اتاقی که چهار تاق باز ، روی من خوابیده
چشم هایی که از ساعت ، کار افتاده ترند
و شانه های تو ، که زیر بار ِ باران نمی روند
باید گریه ام را روی بی کسی هایم تنظیم کنم
و این یعنی تنهایی
دیدگاه ها (۱)

اینایی که میگن داغونیم داغونیم فازشون چیه ؟! شکست عشقی خور...

ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻻﯾﮏ ﮐﺮﺩﻧﺪﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ... ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺘﻢ ﻣﮕﺮ ﺩﺭﺩ...

ای ژاااااااااااان

چشمهای تــو ، یک مرضِ مسری دارند هربار نگاه می کنم … تب می...

‌اكنون بيشتر از هميشه به تو فكر می کنم. امروز باران می آید، ...

زمانی که انسان #دوست دارد و #دوست داشته می‌شود، راحت‌تر از پ...

Part:60. #ریاست.عشق𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط