جمعه

جمعه
خودش یک شعر بلند بالای عاشقانه است
صبحش با آشنایی
ظهرش با وصال
و عصرش با جدایی
جمعه خودش یک عاشقانه ی غمناک است
یک افسانه ی دور و دراز ...
دیدگاه ها (۱)

ʙᴇᴀᴜᴛɪꜰᴜʟ ᴍɪꜱᴛᴀᴋᴇᴛʜᴇ ᴀᴜᴛʜᴏʀ | ɪᴀɴᴘᴀʀᴛ:⁰¹ | سه‌شنبه ⁵ژوئن |مث...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁷﴿ویو راوی﴾یک...هم‌زمان با زمزمه‌ی جونگ...

پارت سوم رمانمون جینگولا حمایت شم لطفا

اما وقتی یوکی خودش را روی پارچه جمع کرد و چشمانش را بست، سان...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿طفلی به نامِ شادی، دیری‌ست گمشده‌ستبا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p86هوا کاملاً تاریک شده بود.ابرهای خاکست...

هنوز خنده‌مون تموم نشده بود که صدای غرق خواب و ملتمسانه‌ی سو...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وپنجم: صبحِ تازه---صبح.نور. از پنجره. ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط