سلام فرشتههای من
سلام فرشتههای من
خوبین؟
خب...🫠
فکر کنم همون چیزی شد که خودم گفته بودم... دلم برای نوشتن تنگ شد.🫠🎀
برای ایدههایی که هی توی سرم میچرخن، برای شخصیتایی که هنوز کلی حرف برای گفتن دارن و برای اینکه دوباره بشینم و بنویسم و بیام با شما دربارشون حرف بزنم.
راستش بعد از حرفایی که اون روز زده شد بیشتر فهمیدم که دلم نمیخواد نوشتن رو همینجوری کنار بذارم. بعضی حرفا ناراحتم کرد، ولی در نهایت باعث شد بیشتر به این فکر کنم که واقعاً دلم برای این کار تنگ شده و شاید نباید به خاطر یه سری اتفاقات، چیزی که دوستش دارم رو ول کنم. 🫠
زیاد کشش نمیدم؛ برگشتم چون دلم خواست دوباره بنویسم و کنار هم باشیم. میدونم خیلی مدت زیادی هم نبود که رفته بودم، ولی همون چند روز کافی بود بفهمم واقعاً دلم برای اینجا تنگ شده بود.
ببخشید که رفتم🫠😭
فقط این بار یه چیزی ازتون میخوام...
وقتی پارت میذارم، فقط ازش رد نشین.
از شخصیتا بگین، از یه تیکهای که دوست داشتین، از چیزی که حرصتون داد، از حدستون برای ادامه... هرچی که واقعاً موقع خوندنش توی ذهنتون گذشته.
من خودم برای کوچیکترین جزئیات داستان ذوق میکنم و دوست دارم شما هم همینقدر با اتفاقاش همراه بشین. حتی یه کامنت کوچیک هم میتونه کلی انرژی بهم بده.
یکی دو روز بهم فرصت بدین، توی این مدت چندتا پارت مینویسم و یه مقدار هم پیج رو مرتب میکنم
چون که باید کلی پارت آپ کنم🫠💔
بعد از اون دوباره شروع میکنیم.
اها یچیز دیگه دخترا
حالا که پیج دومم از مسدودی در اومده قراره اونجا فعالیت کنم و اینجا فعالیتی نمیشه
اما این پیج رو حتما داشته باشین که اگه یهوقت باز مسدود شدم بیایم همینجا
آیدی پیج دوم توی بیومه اما اینجا هم میزارم
حتما فالو کنین قشنگام
امیدوارم این بار هم کنارم بمونین و باهام توی این داستان همراه بشین.
ممنونم که هنوز اینجایین فرشتههای من 🥹
قربون تکتکتون برم، دوستتون دارم. 💋🎀😭
پیج دومم:
@amelia_mh
خوبین؟
خب...🫠
فکر کنم همون چیزی شد که خودم گفته بودم... دلم برای نوشتن تنگ شد.🫠🎀
برای ایدههایی که هی توی سرم میچرخن، برای شخصیتایی که هنوز کلی حرف برای گفتن دارن و برای اینکه دوباره بشینم و بنویسم و بیام با شما دربارشون حرف بزنم.
راستش بعد از حرفایی که اون روز زده شد بیشتر فهمیدم که دلم نمیخواد نوشتن رو همینجوری کنار بذارم. بعضی حرفا ناراحتم کرد، ولی در نهایت باعث شد بیشتر به این فکر کنم که واقعاً دلم برای این کار تنگ شده و شاید نباید به خاطر یه سری اتفاقات، چیزی که دوستش دارم رو ول کنم. 🫠
زیاد کشش نمیدم؛ برگشتم چون دلم خواست دوباره بنویسم و کنار هم باشیم. میدونم خیلی مدت زیادی هم نبود که رفته بودم، ولی همون چند روز کافی بود بفهمم واقعاً دلم برای اینجا تنگ شده بود.
ببخشید که رفتم🫠😭
فقط این بار یه چیزی ازتون میخوام...
وقتی پارت میذارم، فقط ازش رد نشین.
از شخصیتا بگین، از یه تیکهای که دوست داشتین، از چیزی که حرصتون داد، از حدستون برای ادامه... هرچی که واقعاً موقع خوندنش توی ذهنتون گذشته.
من خودم برای کوچیکترین جزئیات داستان ذوق میکنم و دوست دارم شما هم همینقدر با اتفاقاش همراه بشین. حتی یه کامنت کوچیک هم میتونه کلی انرژی بهم بده.
یکی دو روز بهم فرصت بدین، توی این مدت چندتا پارت مینویسم و یه مقدار هم پیج رو مرتب میکنم
چون که باید کلی پارت آپ کنم🫠💔
بعد از اون دوباره شروع میکنیم.
اها یچیز دیگه دخترا
حالا که پیج دومم از مسدودی در اومده قراره اونجا فعالیت کنم و اینجا فعالیتی نمیشه
اما این پیج رو حتما داشته باشین که اگه یهوقت باز مسدود شدم بیایم همینجا
آیدی پیج دوم توی بیومه اما اینجا هم میزارم
حتما فالو کنین قشنگام
امیدوارم این بار هم کنارم بمونین و باهام توی این داستان همراه بشین.
ممنونم که هنوز اینجایین فرشتههای من 🥹
قربون تکتکتون برم، دوستتون دارم. 💋🎀😭
پیج دومم:
@amelia_mh
- ۶.۰k
- ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط