My lovely idol
✿My lovely idol✿ 2
✯part:¹³
جونگکوک: هر روز خدا دلم میخواست فقط به بار دیگه طعم لب هات رو بچشم
هیونا: بیا برگردیم داخل دیر میشه زشته...
جونگکوک سریع لب هاش رو روی لب های هیونا گذاشت و اون بوسه پر از لذت و دلتنگی بود بعد از دقیقه ای از هم جدا شدن هر دو نفس نفس میزدن هیونا دوباره سرخ شده بود جونگکوک خندید
جونگکوک: نمیدونم می قرار از خجالت کشیدن از من دست برداری
هیونا: خجالت نکشیدم
جونگکوک هیونا رو بغل کرد
جونگکوک: دلم برای این بغل تنگ شده بود
هیونا لبخند زد و مو های جونگکوک رو نوازش کرد
جونگکوک: کلی روز ها بود که میخواستم بیام بغلت ولی خیلی دور بودی
هیونا: دیگه کسی نیست که بتونه جدامون بکنه
جونگکوک: قول میدی؟
هیونا: آره قول قول بیا دیگه بریم داخل
جونگکوک بوسه ای روی پیشونی هیونا گذاشت و رفتن داخل
هیونا: میرم دستشویی رژم پاک شده
جونگکوک: چرا پاک شده؟ (شیطنت)
هیونا: برو بشیننن
جونگکوک با لبخند رفت سمت اعضا بالاخره عشقش برگشته بود کسی که سه سال منتظرش بود دیگه قراره تا آخر عمر پیشش بمونه
جیمین به جونگکوک نگاه کرد
جیمین: میبینم نیشت بازه
جونگکوک: نه
جیمین: بعد سه سال نهایت لذت رو ازش برای نه
جونگکوک: چرا و پرت نگو
جیمین: تو هم حداقل گوشه لبت و پاک کن
جونگکوک با شک و خجالت شروع کرد پاک کردن لبش که جیمین خندید
جیمین: میدونستم
جونگکوک: چیو
جیمین: شوخی کردم لبت تمیزه ولی مطمئن شدم
جونگکوک با اخم نگاهش کرد که جیمین خندید
اخرای مراسم بود و تمام سلبریتی ها برای عکاسی وایساده بودم کلی خبر نگار و عکاس ازشون عکس میگرفت اعضا وایساده بودن برای عکس و به اصرار خبر نگار ها هیونا هم کنارشون وایساد همه چیز عالی بود تا اینکه
꒰⑅ᵕ༚ᵕ꒱˖♡
یکم بمونید تو خماری تا پارت بعد رو بزارم😇👌🏻
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
✯part:¹³
جونگکوک: هر روز خدا دلم میخواست فقط به بار دیگه طعم لب هات رو بچشم
هیونا: بیا برگردیم داخل دیر میشه زشته...
جونگکوک سریع لب هاش رو روی لب های هیونا گذاشت و اون بوسه پر از لذت و دلتنگی بود بعد از دقیقه ای از هم جدا شدن هر دو نفس نفس میزدن هیونا دوباره سرخ شده بود جونگکوک خندید
جونگکوک: نمیدونم می قرار از خجالت کشیدن از من دست برداری
هیونا: خجالت نکشیدم
جونگکوک هیونا رو بغل کرد
جونگکوک: دلم برای این بغل تنگ شده بود
هیونا لبخند زد و مو های جونگکوک رو نوازش کرد
جونگکوک: کلی روز ها بود که میخواستم بیام بغلت ولی خیلی دور بودی
هیونا: دیگه کسی نیست که بتونه جدامون بکنه
جونگکوک: قول میدی؟
هیونا: آره قول قول بیا دیگه بریم داخل
جونگکوک بوسه ای روی پیشونی هیونا گذاشت و رفتن داخل
هیونا: میرم دستشویی رژم پاک شده
جونگکوک: چرا پاک شده؟ (شیطنت)
هیونا: برو بشیننن
جونگکوک با لبخند رفت سمت اعضا بالاخره عشقش برگشته بود کسی که سه سال منتظرش بود دیگه قراره تا آخر عمر پیشش بمونه
جیمین به جونگکوک نگاه کرد
جیمین: میبینم نیشت بازه
جونگکوک: نه
جیمین: بعد سه سال نهایت لذت رو ازش برای نه
جونگکوک: چرا و پرت نگو
جیمین: تو هم حداقل گوشه لبت و پاک کن
جونگکوک با شک و خجالت شروع کرد پاک کردن لبش که جیمین خندید
جیمین: میدونستم
جونگکوک: چیو
جیمین: شوخی کردم لبت تمیزه ولی مطمئن شدم
جونگکوک با اخم نگاهش کرد که جیمین خندید
اخرای مراسم بود و تمام سلبریتی ها برای عکاسی وایساده بودم کلی خبر نگار و عکاس ازشون عکس میگرفت اعضا وایساده بودن برای عکس و به اصرار خبر نگار ها هیونا هم کنارشون وایساد همه چیز عالی بود تا اینکه
꒰⑅ᵕ༚ᵕ꒱˖♡
یکم بمونید تو خماری تا پارت بعد رو بزارم😇👌🏻
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
- ۴.۲k
- ۲۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط