من مردی را می شناسم

من مردی را می شناسم
که تمامِ دو راهی هایِ مرا
ترمز میزند
و آیینه اش را تنظیم می کند
درست رویِ لبخندِ من
سبز که می شود
تمامِ قرمز ها را
رد می کند
اما هنوز هم باور ندارد
من
از آنچه در آیینه می بیند
به او نزدیک ترم !
دیدگاه ها (۳)

«جنگ رمضان؛ یک میدان، سه روایت»«آنچه می‌بینیم، آنچه دشمن می‌...

عاشقانه های شبنم

معرفی کتاب

آمدم بنویسم کاش آدمیزاد قدرت داشت از همه عزیزانش دفاع و حمای...

در جهان هستی هیچ شبِ بی‌پایانی وجود ندارد. همان‌گونه که تاری...

عشق…یک حالِ خوبِ بی‌دلیل است،در میان تمام زخم‌هایی که زندگی ...

.من هربار توی چشم‌هایتان از توی این فیلم‌ها خیره می‌شوم بچه‌...

عاشقانه های شبنم

امیر المومنین:الهجرانُ عُقوبَةُ العِشقِهجران؛ کیفر عشق است.....

حاج حسین ملکی؛ مردی که ۴۴ سال بی‌هیاهو در کنار «رهبر شهید» م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط