بخشی از جنایات اعراب
بخشی از جنایات اعراب
قطعاتی از کتاب دوقرن سکوت (سرگذشت حوادث واوضاع تاریخی ایران و جنایات اعراب در دو قرن اول اسلام )
دکتر عبدالحسین زرین کوب
فتح مدائن : تازیان ( عرب ها ) به تیسفون( مدائن بخشی از عراق امروزی ) درآمدند و غارت وکشتن پیش گرفتند .سعد در ورود به مدائن نماز فتح خواند :هشت رکعت وچون به کاخ سفید کسرا درآمد از قرآن "کم ترکوا من جنات و عیون "خواند.بدین گونه بود که تیسفون با کاخهای شاهنشاهی و گنجهای گرانبها ی چهارصدساله ی خاندان ساسانی به دست عربان افتادوکسانی که نمک را از کافور نمی شناختند و توفیر بهای سیم و زر را نمی دانستند از آن قصرهای افسانه آمیز جز ویرانی هیچ برجای ننهادند .نوشته اند که از آن جا فرش بزرگی به مدینه آوردند که از بزرگی جایی نبود که آن را بتوان افکند .پاره پاره اش کردند وبر سران قوم بخش نمودند .پاره ای از آن را بعدها بیست هزار درم فروختند .
جنگ جلولاء: ( جلولاء بخشی از کردستان عراق امروزی است )
پس از شکست ایرانیان درجنگ جلولاء غنیمت بسیار به چنگ عربان افتاد چندان غنیمت که پیش از آن نیافته بودند و زنان و دختران بسیار نیز به اسارت گرفتند چندان که عمر را از کثرت اسیران نگرانی در دل پدید آمد .دینوری می نویسد که عمرمکرر می گفت از فرزندان این زنان که در جلولاء اسیر شده اند به خدا پناه می برم .کشتگان این جنگ را برخی بالغ بر صد هزار نفر نوشته اند .
رفتار فاتحان :
داستانهایی که در کتابها در این باب نقل کرده اند شگفت انگیز است وبسا که مایه ی حیرت وتاثر می شود. نوشته اند که فاتح سیستان عبدالرحمن بن سمره سنتی نهاد که "راسو وخارپشت را نباید کشت " اما گویا سوسمارخواران گرسنه چشم از خوردن راسو وخارپشت نمی توانستند خودداری کنند.در فتح مدائن نیز عربان نمونه هایی از سادگی و کودنی خویش نشان دادند.
"گویند شخصی پاره ای یاقوت یافت در غایت جودت ونفاست وآن را نمی شناخت دیگری به اورسید که قیمت آن را می دانست آن را از او به هزار درم بخرید .شخصی به حال او واقف گشت گفت آن یاقوت ارزان فروختی .او گفت اگر بدانستمی که بیش از هزار عددی هست در بهای آن طلبیدمی .دیگری را زر سرخ به دست آمد در میان لشکر ندا می کرد صفرا را به بیضا که می خرد ؟وگمان او آن بود که نقره از زر بهتر است .وهمچنین جماعتی از ایشان انبانی پر از کافور یافتند پنداشتند که نمک است قدری در دیگ ریختند طعم تلخ شد واثر نمک پدید نیامد خواستند که آن انبان را بریزند شخصی بدانست که آن کافور است واز ایشان آن را به کرباس پاره ای که دو درم ارزیدی بخرید ."
قطعاتی از کتاب دوقرن سکوت (سرگذشت حوادث واوضاع تاریخی ایران و جنایات اعراب در دو قرن اول اسلام )
دکتر عبدالحسین زرین کوب
فتح مدائن : تازیان ( عرب ها ) به تیسفون( مدائن بخشی از عراق امروزی ) درآمدند و غارت وکشتن پیش گرفتند .سعد در ورود به مدائن نماز فتح خواند :هشت رکعت وچون به کاخ سفید کسرا درآمد از قرآن "کم ترکوا من جنات و عیون "خواند.بدین گونه بود که تیسفون با کاخهای شاهنشاهی و گنجهای گرانبها ی چهارصدساله ی خاندان ساسانی به دست عربان افتادوکسانی که نمک را از کافور نمی شناختند و توفیر بهای سیم و زر را نمی دانستند از آن قصرهای افسانه آمیز جز ویرانی هیچ برجای ننهادند .نوشته اند که از آن جا فرش بزرگی به مدینه آوردند که از بزرگی جایی نبود که آن را بتوان افکند .پاره پاره اش کردند وبر سران قوم بخش نمودند .پاره ای از آن را بعدها بیست هزار درم فروختند .
جنگ جلولاء: ( جلولاء بخشی از کردستان عراق امروزی است )
پس از شکست ایرانیان درجنگ جلولاء غنیمت بسیار به چنگ عربان افتاد چندان غنیمت که پیش از آن نیافته بودند و زنان و دختران بسیار نیز به اسارت گرفتند چندان که عمر را از کثرت اسیران نگرانی در دل پدید آمد .دینوری می نویسد که عمرمکرر می گفت از فرزندان این زنان که در جلولاء اسیر شده اند به خدا پناه می برم .کشتگان این جنگ را برخی بالغ بر صد هزار نفر نوشته اند .
رفتار فاتحان :
داستانهایی که در کتابها در این باب نقل کرده اند شگفت انگیز است وبسا که مایه ی حیرت وتاثر می شود. نوشته اند که فاتح سیستان عبدالرحمن بن سمره سنتی نهاد که "راسو وخارپشت را نباید کشت " اما گویا سوسمارخواران گرسنه چشم از خوردن راسو وخارپشت نمی توانستند خودداری کنند.در فتح مدائن نیز عربان نمونه هایی از سادگی و کودنی خویش نشان دادند.
"گویند شخصی پاره ای یاقوت یافت در غایت جودت ونفاست وآن را نمی شناخت دیگری به اورسید که قیمت آن را می دانست آن را از او به هزار درم بخرید .شخصی به حال او واقف گشت گفت آن یاقوت ارزان فروختی .او گفت اگر بدانستمی که بیش از هزار عددی هست در بهای آن طلبیدمی .دیگری را زر سرخ به دست آمد در میان لشکر ندا می کرد صفرا را به بیضا که می خرد ؟وگمان او آن بود که نقره از زر بهتر است .وهمچنین جماعتی از ایشان انبانی پر از کافور یافتند پنداشتند که نمک است قدری در دیگ ریختند طعم تلخ شد واثر نمک پدید نیامد خواستند که آن انبان را بریزند شخصی بدانست که آن کافور است واز ایشان آن را به کرباس پاره ای که دو درم ارزیدی بخرید ."
- ۳۱.۰k
- ۲۱ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط