و من از آتش و از تار و پود پنبه تنت

و من از آتش و از تار و پود پنبه تنت

چه دیدنی ست تو با من نبرد تن به تنت

 

من آتشم و تو از پنبه ای مراقب باش

خدا نکرده نیفتد گذار من به تنت

 

دمی به آینه ها فوت کن بهاراندام !

گلاب و عطر و ازین چیز ها نزن به تنت !

 

برای من یکی از چارخانه ها کافی ست

که میهمان بشوم روی پیرهن به تنت

 

برقص « معبد بشکوه چین » که دیدنی است

طواف دامن گلدار ترکمن به تنت

 

 رسیده آن شب قدری که جبرییل شوم

و باز گو بشود سوره ی دهن به تنت ...

 

# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۲)

ای بکر ترین برکه! هلا سوره ی صافی!پرهیز کن از این همه پرهیز ...

با استکان قهوه عوض کن دوات را بنویس توی دفتر من چشم هات رابر...

جز من نکرده هیچ کسی ادعای توهر کس مجاز نیست شود مبتلای تو آن...

دیری ست دلم در گرو ناز پری هاستروشن شده چشمم که نظرباز پری ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط