تولد دائیم بود جشن گرفته بود دوستاشم بودن گفتم چی بخرم چی

تولد دائیم بود جشن گرفته بود دوستاشم بودن گفتم چی بخرم چی نخرم یه تبلیغ دیدم ازاین دستگاه ها که شارژ میشه باهاش ریش و سیبیل میزنن رو دیدم گفتم بزار اینو بخرم دایی منم تَنــــبل ,سفارش دادم اووردن کادوش کردم رفتم کافی شاپ تولد؛ کیک خوردیم نوبت کادوها شد دوستاش همه با هم یه قلیون گرفته بودن براش. نوبت کادو من شد بازش کرد شااااااااد و شنگوووول از بخت بد از اونجایی که دائیم اصولا وقت اصلاح نداره بازش کرد همونجا بزنه اقا اینو روشن کرد اومد ریششو بزنه قیژژژژژژ قیژژ قیژژ ق ق ق ق گیر کرد دیگه نزد آقا این دوستاش ترکیده بودن از خنده
داییم(در حال خنده):دایی با هر دفعه شارژ چند میلی متر میزنه؟؟!!!
منم که پهن شده بودم رو میز از شدت خنده گریه ام گرفته بود
دوباره روشنش کرد قژ ق ق کیککیکیکیکیک صدای دستگاهه زِرتش در رفته بود
دوستاش مسخره میکردن با خنده:داداش عجب چیزیه بده یه میلی مترم ما بزنیم
اوه داداش اون یه میلی متری که زدی چه برقی میزنه
دائیم(در حال خنده) :دایی فدات شه پدر تکنولوژی بسوزه یه میلی متر رو سفیدم کردی
خلاصه کلی خندیدیم ولی بازم اونی که ضایع شد من بودم:(
دیدگاه ها (۸)

پارت ۸× خداحافظ+ خداحافظ...............‌‌‌.‌‌‌‌....ویو فردا ...

پارت ۳۹تهیونگ برای اولین بار کمی نرم‌تر جواب داد:ته: گفتم خ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۸ *سانیار*تا دیدم داره به لپ های ...

تک پارتی ......................................................

#عشق_اجباری #پارت_هفت #مهدیه_عسگریدیگه یجورایی جریان اونشب ف...

+ی.. یاا هوسوکا... یکمی برو عقب... برعکس حرفم نزدیکتر اومد_م...

×قسمت هشتم×پارت یکواسه اینکه رعنارو‌اذیت کنم‌ظرف سالادو‌از ج...

🦋رمان پسر دایی من 🦋 Part 32با اخم گفت چیکار میخواییبا پوزخند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط