part
part 2
مستر کیم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تهیونگ: سلام منم تهیونگم میتونم داخل درسات بهت کمک کنم«لبخند»
ات: چه بغل دستی خوبی.... استاد شروع کرد به درس دادن تا زنگ خورد... اخیش زنگ خورد ولی من هیچ دوستی ندارم پس سرم رو گذاشتم روی میز....... سرم رو گذاشتم روی میز که کلا خیس شدم بلند شدم دیدم ی دسته قلدر بالا سرمن
ادمین: قلدرا سر دستشون اسمش ته یانگه
ته یانگ: هی کیم تهیونگ پاشو باید برام ناهار بگیری
ات: هی مردک اسک. ل چطور جرعت میکنی روی ما اب بریزی بزنمت صدای سگ بدی
ته یانگ: خیلی پرویی ها جوجه ید میبینی
تهیونگ: ات باهاشون دهن به دهن نشو
ات: اصلا به تهیونگ چه ربطی داره برای شما مفت خورا غذا بخره
ته یانگ: هیییی اصلا میدونی داری با کی حرف میرنی «داد» ٠
ات: کل ملاس داشت به ما نگاه میکرد٠اصلا هر خری که هستی از اینجا برو تا چپ وراستت نکردم «ات بکسوره» یاع
ادمین: ته یانگ دستش رومیبره بالا که ات رو بزنه که ات بایه حرکت فکش رو میاره پایین «ادمینتون هم خودش لیوه»
ته یانگ: چی کار کردی
ات: برو بیرون تا سرت رو نزدم
ته یانگ: میرم ولی تهیونگ منتظرم باش
ات: خواهیم دید
تهیونگ: ات ازت ممنونم که کمکم کردی اگه نبود الان میخواستم براشون غذا بخرم اخرش هم منو میزدن
ات: چرا از خودت دفاع نمیکنی
تهیونگ: راستش نمیتونم میترسم
ات: نترس من از این به بعد مواظبتم میخوای باهم دوست بشیم؟
تهیونگ: معلومه
ادمین: بچه ها کل مدرسه از تهیونگ بدشون میومد «خوبه....»
ویو فردا
مستر کیم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تهیونگ: سلام منم تهیونگم میتونم داخل درسات بهت کمک کنم«لبخند»
ات: چه بغل دستی خوبی.... استاد شروع کرد به درس دادن تا زنگ خورد... اخیش زنگ خورد ولی من هیچ دوستی ندارم پس سرم رو گذاشتم روی میز....... سرم رو گذاشتم روی میز که کلا خیس شدم بلند شدم دیدم ی دسته قلدر بالا سرمن
ادمین: قلدرا سر دستشون اسمش ته یانگه
ته یانگ: هی کیم تهیونگ پاشو باید برام ناهار بگیری
ات: هی مردک اسک. ل چطور جرعت میکنی روی ما اب بریزی بزنمت صدای سگ بدی
ته یانگ: خیلی پرویی ها جوجه ید میبینی
تهیونگ: ات باهاشون دهن به دهن نشو
ات: اصلا به تهیونگ چه ربطی داره برای شما مفت خورا غذا بخره
ته یانگ: هیییی اصلا میدونی داری با کی حرف میرنی «داد» ٠
ات: کل ملاس داشت به ما نگاه میکرد٠اصلا هر خری که هستی از اینجا برو تا چپ وراستت نکردم «ات بکسوره» یاع
ادمین: ته یانگ دستش رومیبره بالا که ات رو بزنه که ات بایه حرکت فکش رو میاره پایین «ادمینتون هم خودش لیوه»
ته یانگ: چی کار کردی
ات: برو بیرون تا سرت رو نزدم
ته یانگ: میرم ولی تهیونگ منتظرم باش
ات: خواهیم دید
تهیونگ: ات ازت ممنونم که کمکم کردی اگه نبود الان میخواستم براشون غذا بخرم اخرش هم منو میزدن
ات: چرا از خودت دفاع نمیکنی
تهیونگ: راستش نمیتونم میترسم
ات: نترس من از این به بعد مواظبتم میخوای باهم دوست بشیم؟
تهیونگ: معلومه
ادمین: بچه ها کل مدرسه از تهیونگ بدشون میومد «خوبه....»
ویو فردا
- ۱۲.۶k
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط