اردو پارت ۹

اردو پارت ۹
ویو ات:
با حس خیسی رو صورتم یهو از خواب پریدم یخ کردم دیدم کوک با یه لیوان بالا سرم ایستاده
+ چتههه چرا اینجوری میکنییی؟؟
_ وقت تلافی کردن بود
+ ایشش رومخ ( بلند شدم و میخواستم برم دستشویی صورتم رو بشورم )
+ برو کنار
_کجا؟
+خونه عمو شجاع
_اتتتتت
+واییییی دارم میرم صورتمو بشورمم
_برو
+ چون تو گفتی چشم

ویو ات : رفتم دستشویی و صورتم رو شستم و رفتم پیش اجوما کمکش صبحانه رو اماده کردم ،رفتم کوک رو صدا کردم اومد، منم نشستم پا میز
_ات
+ هوم؟
_چرا اینجوری ای؟
+چجوریم؟
_ یه حالی ای!
+خوابم میاد ، حوصله ندارم
_میگم
+ها؟
_ فردا شب میخوام برم یه مراسم مهم ، اونجا همکار هام و افراد مهمی هستن مثل روس های مافیا
+خب ؟
_ تو هم با من میای
+وا برای چی؟ نمیخوام
_ فردا ظهر لباست میرسه ساعت ۷ آماده باش به عنوان منشی من میای پس حواستو جمع کن چی میگی و چی کار می‌کنی!
+ وای تروخدا بیخیال شو
_ همین که گفتم و سعی کن خیلی خوب به نظر برسی!
+ اه باشه..
_حالا بخور
(فلش بک به 15 دقیقه بعد)

ویو جونگ کوک: صبحانه خوردنمون تموم شد و من میخواستم برم کمپانی یه سر بزنم و عجله داشتم

_من میخوام برم کمپانی و شاید تا دیروقت نیام
+ خب؟
_ همینجوری گفتم بدونی
+ اها.. باشه ! ...نه که خیلیم برام مهمه هااا + کاش کلا نمیومد ...رومخ ( زیر لب گفتم)
_ چیزی گفتی؟
+ وا نه
_ خب من رفتم ...خدافظ
+خدافظ..ایش
ویو ات= 15دقیقه بعدجونگ کوک رفت بیرون وای چقدر رومخه ....من نمیخوام برم به اون مهمونی مراسمه چیه حالا هر کوفتی که هست ...نمیخوام برمم...اصن نمیدونم باید چجوری رفتار کنممم....وای رومخمههه.....اههه لعنتی


ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۱۰)

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

#دو پارتی از هیونجین . درخواستی موضوع: (وقتی توی کمپانی باها...

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

پارت 1

#میکاپ_آرتیست_من

🔪🌀وقتی دستت برید و بهش نگفتی🌀🔪درخواستییساعت10 شبامروز  شوگا ...

bts

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط