دِلِ بیچاره من تشنِه یِ یک دیدار است
دِلِ بیچاره من تشنِه یِ یک دیدار است
سَرَکی گر بکشی پشت همین دیوار است
تو پرستاری و مسئول رژیم قلبم
تو نمک داری و قطعا نمکت ید دار است
تو برای دل حسرت کش من درمان باش
دلم از ناز طبیبانِ جهان بیزار است
بده یک جرعه ز جام لب چون کندویت
تو مگو دور و برت جام عسل بسیار است
تو مرخص مَکُن از خویش مرا دکتر جان
که دل و روح و روان و تن من بیمار است
تو مَرانم دگر از خویش که این ممکن نیست
دلمَ از دامنتان دست مگر بردار است
تو نهادینه شدی در دل من باور کن
بِرَوی آخرِ کارم کَمِ کم سیگار است
نتوانست دلم رخنه کند در قلبت
چه کنم قفل دَرِ قلب شما کد دار است
N.B
سَرَکی گر بکشی پشت همین دیوار است
تو پرستاری و مسئول رژیم قلبم
تو نمک داری و قطعا نمکت ید دار است
تو برای دل حسرت کش من درمان باش
دلم از ناز طبیبانِ جهان بیزار است
بده یک جرعه ز جام لب چون کندویت
تو مگو دور و برت جام عسل بسیار است
تو مرخص مَکُن از خویش مرا دکتر جان
که دل و روح و روان و تن من بیمار است
تو مَرانم دگر از خویش که این ممکن نیست
دلمَ از دامنتان دست مگر بردار است
تو نهادینه شدی در دل من باور کن
بِرَوی آخرِ کارم کَمِ کم سیگار است
نتوانست دلم رخنه کند در قلبت
چه کنم قفل دَرِ قلب شما کد دار است
N.B
- ۱.۲k
- ۱۷ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط