اولین بار ڪـہ دیدمت

اولین بار ڪـہ دیدمت

هرگز فڪرش

را نمیڪردم تــــو
همان ڪسے هستے
ڪـہ قراراست
بعدها
بارها برایش بمیرم..
دیدگاه ها (۲)

یادِ آبان‌هاے گذشته‌ام بخیر!!همان‌هایی ڪه وقتے خیس از باران،...

باران که می بارد...دلم برایت تنگ تر میشود...راه می افتم....ب...

نمیدانم!کی میخواهیم باور کنیم که این احوال پرسی ها...این به ...

لعنت......همیشه که نباید بگی بسلامتی بعضی جاها باید گفت "لعن...

chapter: 2part: 2یه خالکوبی جدید روی ساعدش بود با چشمای گشاد...

🟣 علاقه قلبی رضاخان به آلمانی ها.در اوایل سال ۱۲۸۷ خورشیدی (...

The best experience of my life

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط