من که با صاعقه‌ای می‌شکنم داس چرا؟

من که با صاعقه‌ای می‌شکنم داس چرا؟
بر دل از جور شما این همه آماس چرا؟

خودِ بارانم و تو پاک‌ترم می‌خواهی!
آب را غسل نده، این همه وسواس چرا؟

خسته‌ام! سنگ نزن، هی نشکن روح مرا
شده‌ام عاشق یک آینه‌نشناس چرا؟

گفته بودی که تماشاگر باغ دلمی
لک شده دست تو از شاخه‌ی گیلاس چرا؟

از درختان دلم عشق بچین، نوبری است
فرصتی نیست بیا، کشتن احساس چرا؟
هعی خدایا شکرت
شبتون پر از ستاره
دیدگاه ها (۲)

هعییییی

این یاروهه باز گیر داده صب تاحالاخخخخخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط