دآشتَم اَشـڪ میریختَم وبهِش میگفتم

دآشتَم اَشـڪ میریختَم وبهِش میگفتم
نَرو
تُوروخُدآ
تَنهآم نَذآر
بـه خُدآخِیلی دُوست دآرَم
بااَنگشتآش اَشـڪَمُـوپآڪ ڪرد
گُفت:
به خُدآمنم خیلی دوسش دارم...
دیدگاه ها (۲)

آغوش تو ........چقدر به من می آید .......

چشم وا کردم و دیدمڪ خدایم" تـــــو " شدیدفتر پر غزل خاطره ها...

نام تو مگر چیست؟ که شرط ضربان است.خونیست ،که در رگ رگ ابیات ...

نگاهت را از من نگیر..من به چشمان تو عادت کردم..همان نیم نگاه...

یکی‌ می‌گفت یه یارویی رو دوست داشتم. اولش خیلی خوب بود باهام...

اجباری...

کپشن رو بخونید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط