مثل باران ِ سیل آسای

مثل باران ِ سیل آسای
اندوه لُرستان
دردیست درون سینه ام
از غم یاران
هیهات اگر بُرد
همه بود و نبودم
آن سیل از بغض ِ
هزار ساله ی انسان.................
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

تو چون باران تو چون بادی خراب آباد این دل را تو رویائی تو آب...

باید از درد سکوتی شوی از بُغض درخت که تبر می خورد و صبرشو...

در مکتب ما عشق اگر بال و پری داشت این نعمت باران مسیر دگری...

یک سیب مرا خوار و زمین گیرم کردخاکی شدم و چرخ و فلک پیرم کرد...

چشم انتظارِ توامجایت اینجا خالی‌ستچون صدفی که نیست در آن دُر...

در سوگِ آن پیرِ ولایت، دیده گریان می‌شودراهِ عزایش تا جمکران...

دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندارم.. .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط