پلک بستی که تماشا به تمنا برسد

پلک بستی که تماشا به تمنا برسد
پلک بگشا که تمنا به تماشا برسد

چشم کنعان نگران است خدایا مگذار
بوی پیراهن یوسف به زلیخا برسد

سنگ با تیشه به تلقین و تمسخر می‌گفت:
منتظر باش که فرهاد به لیلا برسد

ترسم این نیست که او با لب خندان برود
ترسم این است که او روز مبادا برسد

عقل می‌گفت که سهم من و تو دلتنگی است
عشق فرمود: نباید به مساوا برسد !

گفته بودم که تو را دوست ندارم دیگر ..
درد آنجا که عمیق است به حاشا برسد
دیدگاه ها (۹)

خود را به خدا بسپار، وقتی که دلت تنگ استوقتی که صداقتها ، آل...

امشب شب آرزوهاست شب پراز ستاره خواستن شب پراز امید امید به ر...

بزرگترین اشتباه ما این است که گاهی آدم ها رو بسیار طولانی تر...

می گویم:صبح بخیرپیرمرد در پاسخم می گوید: عاقبتت بخیر.به وجد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط