مامانم سیب زمینی سرخ میکرد

مامانم سیب زمینی سرخ میکرد
با قیافه حق به جانب بهش گفتم
دو تا دونه بهم بده

دو تا سوخته شو بهم داد :(
به همین سوی چراغ
موندم بهش سس بزنم
یا پماد سوختگی :(
دیدگاه ها (۲)

آهااااااااااااااای خوشگــــــــــــــــــــــــله..............

ﺣﺮﻑ ﺩﻟـــﺖ ﺭﺍ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺰﻥ !ﺍﮔﺮ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﮔﻔﺘﯽ ...ﺍﺳﻤﺶ " ﺣـــﺮﻑ ﺩﻝ"...

خلاصہ اگہ منو دیگہ ندیدید حلال کنید جیگرہ دیگہ یهو دیدے از ر...

پآرت18. دلبرک شیرین آستآد

من و ملاقات با BTSpart «2»سرخ شده بودم گفتم : شما کی هستید؟ ...

ظهور ازدواج )( پارت ۳۵۳ فصل ۳ )تو اغوش شوهر من..به زحمت سي...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط