~سهپارتی~
~سهپارتی~
جونگکوک:)
وقتی شب دیر میای خونه عصبی میشه و ....
اسمات،رازآلود ( نمیدونم کجاش رازآلوده ولی خببب )
...درخواستی ...
p , ³
مستر فاکی .. منتظر دخترش بود .. تا به دردی که داره عادت کنه و نزدیک ² مین منتظر موند ...
بعد از ² مین ، صدای دخترش در اومد؛
+ شروع کن ددی!"
جونگکوک ، شروع به جلو و عقب کردن کرد .. و دخترش .. ناله بلند همراه با لحن لذت بخشی کرد ..
کوکی .. شروع به تلمبه زدن کرد ..، جوری که نزدیک بود، تخت به اون بزرگی رو ... از وسط نصف کنه و تخت بشکنه ؛
_ عااحح بیبی .. تو ، تو خیلی خووبی"
+ عااحح ددی ... میتونی توم جوری بکوبی تا صدای تلمبه هات تا هوا بره ؟!
+ اووومم .. پس بیبیم اینا رو میخوادد؟
کوک .. بخاطر خواستهی دخترش .. محکم تر و محکم تر .. تلمبه هاشو میزد ؛ جورب که بعد از رابطه .. باید برای کمرش به دکتر بره..
بعد از هر تلمبه .. سینههای ژلهایت بالا و پایین میپریدن و این باعث میشد که چشم جئون رو به سینههات باشه ...
کوک .. چند ضربه آخر رو .. محکم ولی کوتاه زد .. و هر دوتاتون با هم ارضا شدین ..
شروع به نفس نفس زدن کرد..
+ *نفسنفس*
_ *نفسنفس*
و بدون اینکه ازت بکشه بیرون ، اومد جلو و دستشو روی سینههات گذاشت ... با یه دستش یکی از سینههات رو گرفت و میمالید و با اون دستش سینهتو محکم گرفته بود و نیپلش رو توی دهنش کرده بود و مثل بچه ها .. مک میزد؛
بعد از ³ مین مالیدن و خوردنت .. ولت کرد و آروم اون تولهی بزرگ رو از توت در آورد ..
و بعدش خم شد تا تولهی صورتی تو رو بچشه ..
نزدیکش شد و لیسی به اونجات زد که نالهای کردی ..
و شروع کرد به خوردن تولهی تقریبا گشاد شدت .. و با زبونش ، تلمبه های کم عمقی زد ..
+ داری چیکار میکنی ؟
_ دارم برای راند بعدی حاضرت میکنم ..!
نظر گرلاام ؟🤌😔
آخرش کمیی دارک بود💀🌚
بازم اینجوری اسماااتت بزارم؟؟
جونگکوک:)
وقتی شب دیر میای خونه عصبی میشه و ....
اسمات،رازآلود ( نمیدونم کجاش رازآلوده ولی خببب )
...درخواستی ...
p , ³
مستر فاکی .. منتظر دخترش بود .. تا به دردی که داره عادت کنه و نزدیک ² مین منتظر موند ...
بعد از ² مین ، صدای دخترش در اومد؛
+ شروع کن ددی!"
جونگکوک ، شروع به جلو و عقب کردن کرد .. و دخترش .. ناله بلند همراه با لحن لذت بخشی کرد ..
کوکی .. شروع به تلمبه زدن کرد ..، جوری که نزدیک بود، تخت به اون بزرگی رو ... از وسط نصف کنه و تخت بشکنه ؛
_ عااحح بیبی .. تو ، تو خیلی خووبی"
+ عااحح ددی ... میتونی توم جوری بکوبی تا صدای تلمبه هات تا هوا بره ؟!
+ اووومم .. پس بیبیم اینا رو میخوادد؟
کوک .. بخاطر خواستهی دخترش .. محکم تر و محکم تر .. تلمبه هاشو میزد ؛ جورب که بعد از رابطه .. باید برای کمرش به دکتر بره..
بعد از هر تلمبه .. سینههای ژلهایت بالا و پایین میپریدن و این باعث میشد که چشم جئون رو به سینههات باشه ...
کوک .. چند ضربه آخر رو .. محکم ولی کوتاه زد .. و هر دوتاتون با هم ارضا شدین ..
شروع به نفس نفس زدن کرد..
+ *نفسنفس*
_ *نفسنفس*
و بدون اینکه ازت بکشه بیرون ، اومد جلو و دستشو روی سینههات گذاشت ... با یه دستش یکی از سینههات رو گرفت و میمالید و با اون دستش سینهتو محکم گرفته بود و نیپلش رو توی دهنش کرده بود و مثل بچه ها .. مک میزد؛
بعد از ³ مین مالیدن و خوردنت .. ولت کرد و آروم اون تولهی بزرگ رو از توت در آورد ..
و بعدش خم شد تا تولهی صورتی تو رو بچشه ..
نزدیکش شد و لیسی به اونجات زد که نالهای کردی ..
و شروع کرد به خوردن تولهی تقریبا گشاد شدت .. و با زبونش ، تلمبه های کم عمقی زد ..
+ داری چیکار میکنی ؟
_ دارم برای راند بعدی حاضرت میکنم ..!
نظر گرلاام ؟🤌😔
آخرش کمیی دارک بود💀🌚
بازم اینجوری اسماااتت بزارم؟؟
- ۱۸.۹k
- ۰۴ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۴۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط