𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁹

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁹
شاید همین دردی که امروز تحمل می‌کنی، راه نجات تو باشد. برای اینکه هنرمند بشوی، باید حتما انسان باشی.
بزرگ علوی
✩₊˚.⋆☾𓃦✩₊˚.⋆☾𓃦✩₊˚.⋆☾𓃦
از پاهایم توی دخمه آویزانم.مغزم تیر میکشد.مچ پاهایم تیر میکشد خون در پاهایم جریان ندارد و...ناراحتم.خیلی خیلی ناراحتم.درحدی که اگر مغزم درحال متلاشی شدن نبود احتمالاً الان داشتم گریه میکردم‌.در سلول تلقی صدا میدهد و مکس سراسیمه وارد میشود"خوبی ری؟!"
و با چوبدستی فشار را از روی بدنم برمی‌دارد نفس راحتی می‌کشم و اشکهایم جاری می‌شوند.
غل و زنجیر دست و پایم را باز می‌کند و آرام زمینم می‌گذارد.حالا دیگر دارم گریه می‌کنم
دست هایم را می‌گیرد‌"ری...طوری نیست..."
"من حتی نمیدونستم اون افسون چی هست!اون قصد داشت منو بکشه ولی من واقعاً فقط میخواستم بترسونمش!"
دستش را نوازش وار به کمرم می‌کشد"می‌دونم...همه شو می‌دونم فقط بهم فرصت بده...کاری می‌کنم پشیمون بشن"
دستمالی آغشته به معجون نعنا گوشه لبم می‌کشد تا ضدعفونی اش کند"نگاه کن چکار کرده زنیکه روانی!دستش بشکنه!"
بغض گلویم را پنجه میکشد"الان همه فکر میکنن من قاتلم!هنوز یه هفته نشده که اومدم"
"اتفاقاً اصلاً اینطور فکر نمی‌کنن!ریونکلا و اسلیتیرین طرف ما هستن و هافلپاف¹ بی طرفه.فقط گریفیندوری ها هستن که طرف پاتر رو میگیرن"
"راست میگی؟"
"البته"
"ایول!"
"دیدی اونقدام اوضاع بد نبود؟"
"ممنون که اومدی مکسی..."
"شوخیت گرفته؟ممکنه من ری رو رها کنم تا تنهایی گریه کنه؟"
با لبخند اشک آلودم نگاهش می‌کنم"نه"
در مقابل لبخند می‌زند"البته که ممکن نیست.تماشای گریه کردنت واقعاً لذت بخشه!"
مشتی به شانه اش میزنم "عوضی!"
پوزخند موذیانه ای می‌زند"میدونم"و ژاکتی را از کوله اش درمی‌آورد و دورم می‌پیچد"قبل از تاریکی هوا ویل و آلیس رو میکشونم اینجا.مطمئن باش قبل از اینکه بافت موهات به هم بریزه میارمت بیرون"
لبخند میزنم"میدونم"
متقابلاً لبخند می‌زند"نخوابیا.واست خوراکی میارم"
"دردسر درست نکن کله کدو!"
"من خود دردسرم خواهر"
دیدگاه ها (۰)

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²⁰افسوس که تمام روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²¹هیچ‌کس درون دیگری را نمی‌شناسد، ما فقط لباس‌ه...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁸مهم نیست که دیگران چی میگنواژها‌ و اندیشه ها ...

چندپارت دیگه می‌ذارم سرگرمتون کنم.چون حقیقت از فیک جدید سه ف...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹³فارغ از هر چه که ناراحتم می‌کنداز بابت داشتنِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط